تبليغاتX
دنیای من - تحول!
 
 

یک سال کنکور هر بدی ای که داشت برای من یه خوبیه بزرگ داشت.. هدف زندگی من رو مشخص کرد. به تصورات ( شما بخونید خیال بافی) من نظم بخشید. با اینکه اگه صد نفر دیگه هم بیان از من بپرسن خوب این یه سال چه طور بود فقط همین یک جمله رو از من می شنون که فقط تلف کردن عمر بود اما خوب با خودم که رودرواسی ندارم، آدم تا یه چیزی رو از دست نده به یه چیز بزرگتر نمی رسه.. حالا من یک سال از زندگیم رو از دست دادم و از نظر خودم به طرز وحشتناکی با اون کتابای درسی که پس فردا هیچوقت به کارم نمیان تلف شد.. اما خوب برام تجربه شد که دیگه یک ثانیه از عمرم رو از دست ندم ..یعنی واقعا متحول شدم هااا فکر نکنید همینجوری دارم یه چیزی می گم.. به خودم قول دادم که نذارم عمرم حروم بشه..حالا منتظرم ببینم جواب دانشگاها چی میشه اما انتظار من با انتظار کسایی که منتظر موعود و منجی عالم بشریتن یه فرق اساسی داره، من ننشستم هی بزنم توی سر خودم هی ناله کنم که ای جوابای کنکور، شما کی میاین؟ ای کنکور حالا نتیجه امتحان من چی میشه؟.. من حرکت کردم تا خدا بهم برکت بده.. یعنی به جای اینکه بعد از گرفتن مدرکم وارد جامعه بشم از الان وارد جامعه شدم.. حالا چرا انقدر می پیچونمش بابا رفتم سر کار.. کور که نیستم دارم می بینم که دور و بریام به خاطر نداشتن سابقه کاری و تجربه باید مدرکایی که در طی چند سال درس خوندن با خون دل گرفتن رو بذارن در کوزه آبش رو بخورن.. یا از کم شروع کنن و کم کم تجربه دار بشن تا بعدا سر جایی که باید قرار بگیرن.. حالا فکر کنید یه پخمه ای مثل من از بیست و چند سالگی تازه یادش بیوفته که توی این جامعه حق گرفتنیه و صف نون وایی نیست که مثل بچه آدم وایسی تهش تا نوبتت بشه.. نه عزیز من اینجا ایران است! خوب حالا از این حرفا بگذریم.. من اولین حقوقم رو هم گرفتم.. من یه ماهه سر کارم باورتون میشه؟ نااازی .. یادتونه تا دو روز پیش مثل خنگا صبح تا شب خونه بودم.. ناااازی یادتونه چقدر الاف (علاف؟) بودم؟ خوب دیگه الان نیستم.. می ترسم دو خط از کارم بنویسم یهو یکی آشنا از آب دربیاد یک سال وبلاگ داری من فنا بشه و مجبور شم وبلاگ رو کلا پاک کنم.. باید فکرامو بکنم ببینم از کارم براتون بنویسم یا نه..

پ ن: کامنت دونی همچنان بستس.

  نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 16:11  توسط بیتا 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM