فکر کنم جدی جدی مشکل پیدا کردم..یه مطلب نوشته بودم ادامه دار، ادامه شم حاضر جلوی چشمم، اما هر کاری کردم دلم راضی نشد بذارمش توی وبلاگم.اصلا نمی دونم چرا توی وبلاگ برای نوشتن درونیاتم احساس راحتی نمی کنم.. قرار بود در مورد تک وبلاگی که هنوز که هنوزه دوستش دارم بنویسم.. و نوشتم، اما نمی تونم بذارمش توی وبلاگ..آخه آشنا از اینجا رد می شه..البته از بین چند دونه انگشت شمار آشنایی که از اینجا رد می شن فقط یکیشون از نظر من اشکالی نداره مطالبمو بخونه اونم به خاطر اینه که اونسره دنیاس..دو تای دیگشونم که توی حلقمن.. اگرم آشنای دیگه ای باقی مونده باشه که دیگه من ازش خبر ندارم و حلالش نمی کنم اگه همچنان به خوندن وبلاگم ادامه بده

..
شاید یه روزی روزگاری دلم اومد و ادامه ی تک وبلاگی که هنوز دوستش دارم رو گذاشتم توی وبلاگ..آخه توی اون پست زیادی در مورد خودم نوشتم و می ترسم بذارمش اونوخ آشنا پاشنا ها با انواع بیماری های روحی روانیه من کاملا آشنا بشن.. این پست رو محض عذر خواهی نوشتم.. ببخشید اما برای نوشتن در مورد خودم اول باید با خودم کنار بیام..از قدیم گفتن خواستن توانستن است..پس چرا من می خوام در مورد خودم بنویسم اما نمی تونم؟